السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
280
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
زندگى در سايه عدل بر وى تنگ آيد ، زندگى در سايهء ظلم براى او تنگتر خواهد بود . » « 1 » اين روش ، امير مؤمنان ( ع ) بود ، دربارهء اموال و ثروتهاى عمومى و اگر تحريفى در قرآن واقع مىشد ، در اين مورد نيز قهرا همين روش را پيش مىگرفت و آن را به حالت اولى برمىگردانيد . سكوت آن حضرت دربارهء قرآن و امضا نمودن وى همان قرآن را كه در عصر حكومت عثمان معمول بود ، دليل محكم و قاطعى است بر اين كه قرآن در زمان عثمان تحريف نشده است . ( 1 ) - 6 - عدم تحريف قرآن در دورانهاى بعد از خلفا سومين احتمال دربارهء تحريف قرآن اين است كه شايد گروهى چنين خيال كنند كه قرآن پس از دوران حكومت خلفاى سهگانه به وسيلهء افراد ديگر تحريف شده است ولى تا آن جايى كه ما اطلاع داريم كسى اين احتمال را نداده چنين پندار و ادعايى را نكرده است . آرى ، تنها چيزى كه در اينجا به برخى از طرفداران تحريف نسبت داده شده ، اين است كه او مىگويد : حجاج بن يوسف قيام نمود و قسمتى از آيات قرآن را كه در انتقاد از بنى اميه نازل شده بود ، از بين برد و به جاى آنها آيات ديگرى را بر قرآن افزود و قرآنها طبق دستور وى با همان سبك و روش نگارش يافت و به شهرهاى بزرگ مانند : مكه ، مدينه ، مصر ، شام ، كوفه و بصره ارسال شد و قرآنهاى ديگر جمعآورى گرديد و حتى يك جلد از آنها هم در دست مردم باقى نماند و قرآنهاى موجود از روى همان قرآنهايى كه به دستور حجاج نوشته شده بود ، به وجود آمده است . « 2 » اين بود خلاصهء نظريه تحريف قرآن پس از دوران خلفا كه به هذيان و ياوهگويى اشخاص مريض يا سخن اطفال و ديوانگان شباهت بيشترى دارد تا به حقيقت گويى و بيان واقعيت زيرا حجاج بيش از يكتن از استانداران خلفاى بنى اميه نبود و او كمتر و كوچكتر از اين بود كه دست به سوى قرآن ببرد بلكه او عاجزتر از اين بود كه بتواند يكى از فروع و احكام كوچك اسلام را تغيير بدهد ، كجا برسد به موضوعى كه اساس و پايهء دين اسلام است . او چگونه مىتوانست تمام قرآنها را جمعآورى كند به طورى كه حتى يكى از آنها هم در دست مردم باقى نماند ، در صورتى كه در
--> ( 1 ) « و للّه لو وجدته قد تزوّج به النّساء و ملك به الاماء لرددته فانّ فى العدل سعة و من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق » : نهج البلاغه ، در استرداد گرفتن تيولهاى اعطايى عثمان : خطبه 15 . ( 2 ) مناهج العرفان ، 257 .